افسوس...
شش سال؟؟؟ کی فکرشو میکرد؟؟؟چه خاکی بر سرم شد... چه داغی به دلمون هست که هر چی میگذره ، تازه تر میشه... خدایـــــــــــــــــــا ، نفرین به این آذر ماه ِ شوم که همه ی هست و نیست و بود و نبودمون از دستمون رفت...
تویی که چو باغ و بهشت منی
چه بی خبر از سرنوشت منی
باغ رنگینم
ماه و پروینم
در شب رویا ها
تو بودی
شکسته زمانه صدای مرا
بریده شب تیره نای مرا
یک زمان تنها
در دل شب ها
شش سال؟؟؟ کی فکرشو میکرد؟؟؟چه خاکی بر سرم شد... چه داغی به دلمون هست که هر چی میگذره ، تازه تر میشه... خدایـــــــــــــــــــا ، نفرین به این آذر ماه ِ شوم که همه ی هست و نیست و بود و نبودمون از دستمون رفت...
تویی که چو باغ و بهشت منی
چه بی خبر از سرنوشت منی
باغ رنگینم
ماه و پروینم
در شب رویا ها
تو بودی
شکسته زمانه صدای مرا
بریده شب تیره نای مرا
یک زمان تنها
در دل شب ها

مادرم كه پرواز كرد احساس كردم براي هميشه در لانه ، زمينگير شدم
ReplyDeleteتلفن زنگ زد در آن سوي سيم
خبري ساده بود مادر مرد!
پسري بر زمين نشست و شكست
از درختي سترگ شاخهي ترد
پسري دلشكسته مادر را
برد و با دست خود به خاك سپرد
در همه عمر خود همين يك بار
رفت و فرزند خويش را آزرد
دست خالي نرفت مادر من
عشق را بقچه بست و با خود برد
ممنونم علی عزیزم
ReplyDeleteامیدوارم هرگز چنین روزهایی رو نبینی
همه مادر ها زیبا هستند....و همه زیبایی و محبت را از مادران میاموزند.....روحش قرین رحمت و عشق.....
ReplyDeleteسلام پیمان عزیزم؛ برادر خوبم.
ReplyDeleteدقیقاً میدونی که الان چی می خوام بگم و دقیقاً می دونی دارم به چیزایی فکر می کنم.
راست می کفتی که اگه برعکس بود چقدر سخت تر می شد.
دلم پیش دل مهربونته.
روح مادر شاد که مطمئناً به داشتن همچین فرزند وارسته ای همواره خشنود و شاده.
قربانت./
منم پدرم رو در آذر ماه از دست دادم
ReplyDeleteسايه اي بود و پناهي بود و نيست
شانه ام را تكيه گاهي بود ونيست
سلام تسلیت می گم روحشون شاد
ReplyDeleteمادرتون به داشتن همچین فرزند هنرمندی افتخار میکنه
روحش شاد ویادش گرامی باد
ReplyDeleteسلام پيمان عزيز
ReplyDeleteهمه ما اين روزها رو بايد شاهد باشيم ولي اي کاش مي شد لحظه اي درنگ کرد و قدر پدر و مادر رو مي دونستيم.
خيلي سخته خيلي
باز هم متاسفم
علی سلیمی عزیز
ReplyDeleteاز پیام شما متشکرم
کاش ای میل خودت رو میدادی که من بشناسمتون
متشکرم