6/05/2010

گوشه ی مخالف سه گاه و ترانه ی آزاده


دیروز از صبح حال و هوای دستگاه سه گاه و بخصوص گوشه ی مخالف سه گاه در سرم بود . به کلاس که رسیدم ؛ با همان ویلن شسکته ، بسته ی مدرسه که با آن به شاگردان درس میدهم ناخود آگاه شروع به نواختن کردم و چنان در خاطرات و لحظات زیبای نگارش کتاب ها و ترانه های استاد عزیزم علی تجویدی غرق شدم که به خود آمده و دیدم که چندین مرتبه پشت سر هم ترانه ی جاودانه ی " آزاده " را نواخته ام . به لطف تکنولوژی با همان mp3player  دم دست به هوس ضبط آن افتادم ؛ نتیجه آن شد که در ادامه می شنوید :




پیمان  لهراسبی - تمرین ویلن برای ضبط استودیو






البته نا گفته پیداست که کیفیت آنچه میشنوید بسیار پایین بوده و چون نفس به نفس شاگردان در آمد و شد ؛ بارها مجبور به قطع ضبط کردن شدم و همینطور صداهای دیگر از جمله کولر خرابه ی کلاس و بچه های درون راهرو و صدای تدریس دیگر اساتید و .. پس زمینه ی این چند دقیقه نوایی است که میشنوید و به قول صدابر های : صدا اصلا َ لِول نیست ؛ ولی با همه ی این موارد چون اثری زیبا از استاد علی تجویدی به نام آزاده نواخته شده و کم و بیش همه آن ترانه را شنیده اند و من هم سعی کردم بدرستی - البته با شرائط فوق - آن را اجرا کنم ؛ خالی از لطف نیست که با هم آن را بشنویم...
و اما خاطره ای از استاد علی تجویدی : زمانیکه ترانه های ایشان را برای نگارش در انتهای هر جلد از کتاب های ردیف موسیقی ایرانی ایشان از روی نوار کاست تک به تک به نت مینوشتم و بعد از تصحیح ایشان آن ها را خوشنویسی نت میکردم ؛ به هر ترانه که میرسیدیم ، خاطرات فراوانی را ایشان به یاد می آوردند ، از جمله همین ترانه و آغاز بکار خوانندگی مرحوم هایده ... این ترانه  و چندین ترانه ی دیگر را استاد تجویدی برای خانم حمیرا ساخته بودند و حتی با ایشان تمرین هم کرده بودند که بعد از آن اتفاقات و این که دیگر استاد با خانم حمیرا کاری ضبط و پخش نمیکنند ( که داستان آن مفصل است و در زمانی مناسب خواهم نوشت ) یکی از دوستان استاد که از صاحب منصبان شرکت نفت بوده و اهل هنر و موسیقی شناس ؛ بارها به استاد می گفته اند که : خانم جوانی در باشگاه شرکت نفت از ترانه های شما میخواند و صدای بسیار خوبی هم دارد ، اجازه دهید یک بار همراه من خدمت شما بیاییم و ایشان را ببینید ؛ استاد میگفت که در آن زمان بقدری از ماجرای خانم حمیرا ناراحت و پشیمان بودم که دیگر نمی خواستم به هیچ عنوان خواننده ای را تعلیم داده و به رادیو معرفی کنم ( حتی درین مورد استاد مصاحبه ی مفصلی هم با یکی از روزنامه های آن زمان انجام داده اند به این مضمون که دیگر برای کاباره دار ها خواننده تربیت نمی کنم که اصل آن روزنامه را من دارم و در زمان مناسب همین جا منتشر خواهم کرد )به هر جهت اصرار از آن دوست با ذوق صاحب منصب و انکار از استاد تا اینکه شوکت خانم ( همسر استاد تجویدی )روزی به استاد میگویند که : صورت خوشی ندارد که ایشان این همه اصرار میکنند ، بگویید یک بار به اینجا بیایند ولی اگر نخواستید به آن خانم تعلیم ندهید ... به قول خود استاد ؛ آمدن خانم هایده همان و بعد از حدود بیست روز پخش ترانه ی آزاده ، همان...
برای آن هایی که نمیدانند لازم است بگویم که تا قبل از ترانه ی آزاده همچین اثری ساخته نشده بود چون تا قبل از آن هر ترانه ای که بود بطور مثال اگر در دستگاه سه گاه ساخته میشد از مقدمه ی ترانه از در آمد دستگاه سه گاه شروع میشد و در نهایت به یکی از گوشه های دستگاه سه گاه اشاره ای میشد و در انتها هم در همان پرده های سازنده ی در آمد سه گاه پایان میگرفت ؛ حال آنکه در این اثر برای آولین بار استاد تجویدی از ابتدای ترانه از گوشه ی مخالف سه گاه شروع کرده در همان پرده های سازنده ی مخالف به زیبایی همه ی ترانه را با فراز و فرود های بی نظیری ساخته اند . این ترانه به عنوان اولین اجرای مرحوم خانم هایده به عنوان شروع خوانندگی رسمی در سال 1346 خورشیدی از رادیو ایران با اکستر بزرگ به رهبری خود استاد تجویدی و همکاری بسیاری از اساتید مسلم موسیقی پخش گردیده و به یکباره در کوی و برزن آوازه ی خواننده ی جوان و خوش صدایی می پیچد ؛ شعر بسیار زیبا و کم نظیر این ترانه از مرحوم رهی معیّری است که بی شک بهترین ترانه های آن دوران از سروده های آن مرحوم می باشد و به گفته ی خود استاد تجویدی هیچ کس به جزء خانم هایده قادر به اجرای درست و به این زیبایی این ترانه نبوده و انصافا هم یکی از درخشان ترین ترانه های خانم هایده در آن زمان همین ترانه ی آزاده است



با آنکه همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
با آنکه هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من
در سر ندارم هوسی
چشمی ندارم به کسی
آزاده ام من
با آنکه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم که روشندلی پاکیزه دامان چو گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام ،
آزاده ام من
یا رب چو من افتاده ای کو ؟
افتاده ی آزاده ای کو ؟
تا رفته از جانم برون سودای هستی
آسوده ام آسوده از غوغای هستی
گلبانگ مستی آفرین همچون رهی
سر داده ام من
مرغ شباهنگم ولی
در دام غم افتاده ام من
خندان لب و خونین جگر
مانند جام باده ام
آزاده ام من
این اثر جاودانه را با قسمتی از گوشه ی مخالف سه گاه با ویلن من بشنوید

0 نظرات:

Post a Comment

نام و ایمیل ادرس خود را بنویسید